---ساعت دوازده شب! گیتار می زنم!از خود بی خود! بغض تنهایی گلومُ
فشار میده.ترانه ی گیتارشکسته فریاد می زنم......
صدای در میاد! و یه نامه میفته توی خونه...روش یه شماره نوشته شده...
---جمعه ی قبل: سلام! پنج شنبه ی دیگه میام تهران...بگردیم...حتما
میام!
پنج شنبه بعد: آخ شرمنده...اصلا حال ندارم...می خوام بخوابم!!!
---آخ جون! دوشنبه ی دیگه میرم رشت! چه عشقی داره بارون...بگین
ابرا ببارن که من برمی گردم...می خوام یه دل سیر قدم بزنم...ترانه ی
زیر تقدیم بارون وطن!
راستی! قرار ما مطهری! چهاربرادران! همون جا که مغازه ای نیست و
آدمی!
من میرم تنهای تنها٬ مث مردی بی قبیله!
آرزوم تا به همیشه٬گریه تو بارون گیله!
من میرم تنهای تنها٬ تا نمیره نور قندیل!
کاش نمیره تو دلامون٬ خاطرات مرده ی گیل!
خاطرات حاجی آباد٬ تا تنفس توی تختی!
بچگی ها توی استخر٬ خنده و گریه و سختی!
تا غروب بیستون و٬ تا قرار تو سبزه میدون!
پرسه تو مطهری و٬چشمای هیز توی بارون!
بوق و شهرداری و فرهنگ٬ تا فریبانه ی گلسار!
تا سکوت منظریه٬ وعده گاه امن دیدار!
تا ابد وطن٬ وطن باد! تا ابد سبز باشه شالی!
گل کنه چل گیس بارون٬ سر نره آب زلالی!
من میرم تنهای تنها٬ با یه کوله بار پر از غم!
چه جوری زنده بمونم!؟ بی تو و بارون نم نم!
ای همه خاطره ی من٬ دل دل باکره ی من!
این مسافرُ دعا کن٬ وا بشه این گره ی من!
مجتبی بی تو![]()
---می دونی!؟ ایرانسل نبود تکلیف عاشقانه های من چی می شد؟ تنها چیزی
که هنوز باهاش براش چرت و پرت می بافم.اگرچه نمی دونه منم! شایدم
می دونه...حالا مگه مهمه!؟
---بلدی یه جا بشینی کتاب بخونی،آهنگ گوش بدی، ترانه بگی، حواست
به ساعت کلاست باشه،به عکسش خیره بشی و گریه هم نکنی!؟؟
عمرا!! ولی من می تونم!
---چقدر دلم واسه رشت تنگ میشه گاهی! واسه خیابون مطهری! واسه بارون!
واسه پسرای جلفش! واسه دخترای دافش! واسه نگاه های هیزش! واسه قیمتهای
الکیش! واسه فست فود هلیا! واسه کنج دنجش! واسه کلاپش! واسه شماره دادنا!
واسه باشگاه ممد ذات پرور! واسه پیاده روهای شکسته اش! واسه ماشین ارشاد!
واسه دلهره! واسه برنادت با فروشنده هاش!! واسه مغازه های پلمپ شده! واسه
ترافیک غروباش! واسه خودم که دست توی جیبم قدم می زدم و دعا می کردم کاش
امروز ببینمش!
خدایا دلم واسه خیابون مطهری یه ذره شده! می خوام برگردم اما.......
کنج دفترم نوشته:
من میرم تنهای تنها، مث مردی بی قبیله!
آرزوم تا به همیشه، گریه تو بارون گیله!
(دفعه ی بعد همش رو میذارم)
---نقطه ام گم شده است!
پیدایش کنید....که نباید باشد اهل این دایره ها!
نقطه ی من سیاه است چون من...که لباسش سپید ابر است!
نقطه ام خانم است!
نقطه ی من زیباست!
نقطه ام نام غریبی دارد!
پیدایش کنید....که من نقطه نخواهم ماند!
که او نقطه نخواهد ماند!
که عجب هندسه ای است این هندسه ی ما........
مجتبی بی او![]()